|
کلاس علوم (شیمی-فیزیک-زیست شناسی و...)
|
||
|
علمی |
نسل جدید سوخت های گیاهی جایگزین

تخمیر
تخمیر
پدیدهای است ناشی از مجموعه فعالیتهای زیستی که در آن ترکیبات آلی دارای مولکولهای
بزرگ به ترکیبات دارای مولکولهای کوچکتر و سادهتر شکسته و تجزیه (کاتابولیسم) شده
از فرآیند آن علاوه بر ایجاد ترکیبات آلی سادهتر ، گازکربنیک و انرژی نیز آزاد میگردد.
با بیان دیگر تخمیر تجزیه ناقص بعضی از متابولیتها (ترکیبات آلی) به ترکیبات سادهتر
همراه با انرژی توسط عامل تخمیری است.
نگاه
کلی
در گیاهان تخمیر بیولوژیکی تنها تخمیر الکلی نبوده ، ممکن است با کمی تخمیر لاکتیک نیز همراه باشد، برخی از سازوارههای حیاتی (میکروارگانیسم|میکروارگانیسمها) مانند قارچهای میکروسکوپی نیز قادر به تخمیرهایی مانند تخمیرهای سیتریک و اکسالیک روی قندهای شش کربنی (هگزوزها) و تخمیر استیک روی الکل اتیلیک و غیره هستند. باکتریها عامل انواع دیگری از تخمیر در طبیعت هستند. تخمیر بوتیریک سلولز لاشه برگها و تجزیه آنها که سبب افزایش ترکیبات آلی خاک میشود و همچنین تخمیرهای تعفنی مواد آلی توسط باکتریها صورت میگیرد.

تخمیر
الکلی
مخمر
الکلی
پاستور
اولین کسی است که نقش مخمرهای الکلی را نشان داد. بهترین مثال مخمرها ، مخمرهای خمیرترش
یا مخمر نانوایی است. اگر این مخمرها در محیط کشت گلوکز و در حضور اکسیژن کافی قرار
گیرند، به شدت تقسیم شده ، اکسیژن جذب کرده ، دیاکسیدکربن آزاد میسازند. بیشترین
سرعت واکنشهای ناشی از تنفس و شدت اکسیداسیون گلوکز این مخمرها که از گروه آسکومیست
هستند هنگامی است که تنفس هوازی دارند اگر این مخمرها در داخل یک ظرف در بسته کشت داده
شوند پس از مصرف اکسیژن محدود و معین داخل ظرف و آزاد ساختن گازکربنیک دیگر قادر به
تنفس عادی نبوده ، شروع به تخمیر باقی مانده مواد میکنند. آغاز تخمیر ایجاد اکسیدکربن
همراه با الکل اتیلیک است و بوی الکل اتیلیک در این هنگام وقوع عمل تخمیر را در محیط
کشت معلوم میکند.
C6H12O6------------>2C2H5OH
+ 2CO2 : ∆G = -33 Kcal تخمیر
C6H12O6
+ 6O2------------>6CO2 + 6H2O : ∆G = 686 Kcal_تنفس
تخمیر
همیشه با تشکیل الکل همراه نیست، در تخمیر ترکیبات دیگری مانند گلیسیرول نیز بوجود
میآیند. پیدایش ترکیبات فرعی غیر از الکل در پدیده تخمیر و حضور این ترکیبات در محیط
عمل از نظر ادامه تغییر اهمیت فراوان دارد. رشد مخمرها در شرایط تخمیری (تنفس بیهوازی)
بسیار کند است، در شرایط تخمیر انرژی آزاد شده از مقدار معینی مواد قندی مانند یک گرم
گلوکز محلول ، درحدود 21 بار کمتر از حالت تنفس عادی (هوازی است) انرژی حاصل از پدیده
تخمیر بیشتر به صورت حرارت تلف میشود.
محیط
در حال تخمیر نسبت به محیطی که در آن تنفس عادی صورت میگیرد بسیار گرمتر است. تخمیر
الکلی تحت اثر مجموعه در همی از آنزیمهای درون سلولی به نام (زیماز) صورت میگیرد.
مجموعه آنزیمی هنگامی که مخمرهای آن زنده باشند بیشترین اثر تخمیری را دارند. بازده
تخمیری آنزیمها در خارج از سلول بسیار ضعیفتر از آنزیمهای داخل سلول زنده است. بین
اثر طبیعی آنزیمها ، نیروی زیستی و ساختار سلولی مخمرها بستگیهایی وجود دارد و به
اصطلاح تخمیر پدیدهای درون سلولی است و آنزیمهای استخراج شده از مخمرها در خارج از
سلول بخش مهمی از قدرت تخمیری خود را از دست میدهند.
مواد
سازنده عدسی عینک
امروزه
در بیشتر کشورهای پیشرفته چیزی حدود ۹۵ در صد عدسیهای عینک از مواد پلاستیکی ساخته
می شود پلاستیک بدلیل سبکی و ایمنی ذاتی آن بطور کلی جایگزین شیشه شده و عنوان نخستین
انتخاب برای مواد عدسیهای عینک را بخود اختصاص داده است مقدار اندکی استفاده از شیشه
بطور کلی مربوط به شیشه های دارای ضریب انکساری بالا (بالاتر از ۱.۸)و همچنین عدسیهای
فتوکرومیک با ویژگیهای خاص مانند شیشه های CPF شرکت corning می گردد
اطلاعاتی
که بطور معمول در مورد مواد عدسیهای عینک منتشر می شود عبارتند از :
۱-ضریب
انکسار
۲- دانسیته
۳-عدد
Abbe
۴- UV
cut off point
اگر
ضریب انکسار ماده ای مشخص باشد دو مورد دیگر از ویژگیهای مواد سازنده عینک مانند عامل
تغییر انحناء( CVF) و انعکاس از سطح آن ماده را که با ρ نشان داده می شود را می توان بدست آورد
ضریب
انکساری : ضریب انکساری نسبت سرعت یک طول موج مشخص نور در هوا به سرعت همان طول موج
نور در محیط منکسر کننده نور می باشد.
در حال
حاضر در بریتانیا و آمریکا ضریب انکساری بر اساس طول موج خط d هلیم ( با طول موج nm۵۸۷.۵۶)اندازه گیری می شود
در حالیکه در قاره اروپا بر اساس خط eجیوه
(با طول موج nm۵۴۶.۰۷)اندازه گیری می شود
توجه
کنید که میزان ضریب انکساری با خط e جیوه بیشتر از d هلیم می باشد بنابراین وقتی که میزان ضریب انکسارماده
ای بر حسب خط e جیوه داده می شود بنظر می رسد که آن ماده ضریب انکساری
بیشتری دارد.ممكن است گاهی وقتها لازم باشد تا بدانیم چه میزان تغییر در حجم و ضخامت
یك عدسی خاص وقتی كه به جای شیشه استاندارد كرون از ماده دیگری استفاده شود روی خواهد
داد این اطلاعات را از CVF می توان بدست آورد CVFامكان
مقایسه مستقیم ضخامت عدسیهای ساخته شده از مواد مختلف با شیشه استاندارد كرون را فراهم
می آوردبرای مثال ماده ای با ضریب انكسار ۱.۷۰ دارای CVF=۰.۷۵ می باشد كه این بدین
مفهوم می باشد كه در صورت جایگزینی این ماده بجای شیشه كرون كاهشی معادل ۲۵%در ضخامت
عدسی روی خواهد داد.یكی از استفاده های مهم CVF تبدیل قدرت عدسی كه قرار است ساخته شود به معادل آن
از جنس كرون است و این كار بسادگی با ضرب قدرت عدسی در CVFآن
ماده امكان پذیر می باشد برای مثال فرض كنید ما می خواهیم یك عدسی ۱۰.۰۰-دیوپتر را
از ماده ای به ضریب انكسار ۱.۷۰ داشته باشیم معادل همین عدسی از جنس شیشه كرون ازضرب
۱۰.۰۰ × ۰.۷۵ كه مساوی ۷.۵۰-می شود بدست می آید به عبارت دیگر استفاده از ماده ای به
ضریب شكست ۱.۷۰ عدسی ای به قدرت ۱۰.۰۰-ایجاد می كند كه از نظر سایر مشخصات شبیه یك
عدسی به قدرت ۷.۵۰- از جنس كرون می باشد.
ابررسانايي چيست؟
از کشف ابررسانایی در سال 1911 میلادی تا سال 1986 ، باور عموم بر آن بود که ابررسانایی فقط میتواند در فلزاتی در دماهای بسیار پایین وجود داشته باشد، که فقط در دماهای حداکثر 25 درجه بالای صفر مطلق اتفاق میافتاد. با کشف ابررسانایی در دماهای بالاتر در سال 1986 ، در موادی که تقریبا ضد فرو مغناطیسی بودند، و در هواپیماهای شامل a nearly square array of اتمهای مس و اکسیژن ، فصل جدیدی در علم فیزیک باز کرد. حقیقتا درک ظاهر شدن ابررسانایی در دماهای بالا (حداکثر دمای 160 کلوین) یک مسأله بزرگ برای بحث کردن میباشد. تا آنجا که امروزه بیش از ده هزار محقق روی این موضوع تحقیق و بررسی انجام میدهند.
|
پس از مقدمهای بر مفاهیم پایه فلزات معمولی و مرسوم ، دمای پایین و ابررسانایی ، مروری بر نتایج مشاهدات انجام شده در دهه گذشته خواهیم داشت، که نشان میدهند ابررساناهای دمای بالا فلزات عجیبی با خواص غیر عادی بسیار بالای ابررسانایی میباشند. سپس ، پیشرفتهای نظری اخیری را شرح خواهم داد که طبیعت چنین فلزات عجیب را آشکار میسازد، و به شدت این پیشنهاد را که "تعامل مغناطیسی بین تحریکات ذرهی quasi مسطح است که رفتار حالت عادی آنها را به هم میزند و باعث روی دادن حالت ابررسانایی در دماهای بالا میشود" پشتیبانی و تأیید میکنند.
در سال 1911 ، H. Kamerlingh-Onnes هنگام کار کردن در آزمایشگاه دمای پایین خود کشف کرد که در دمای چند درجه بالای صفر مطلق ، جریان الکتریسیته میتواند بدون هیچ اتلاف اختلاف پتانسیل در فلز جیوه جریان پیدا کند. او این واقعه منحصر به فرد را "ابررسانایی" (Superconductivity) نامید. هیچ نظریهای برای توضیح این رخداد در طول پنجاه و شش سال بعد از کشف ارائه نگردید. تا وقتی که در 1957 ، در دانشگاه الینویس ، سه فیزیکدان: John Bardeen ، Leon Cooper و Robert Schrieffer نظریه میکروسکوپی خود ارائه کردن که بعدا با نام تئوری BCS (حروف ابتدایی نام محققان) شناخته شد. سومین رخداد مهم در تاریخ ابررسانایی در سال 1986 اتفاق افتاد، وقتی که George Bednorz و Alex Mueller در حال کار کردن در آزمایشگاه IBM نزدیک شهر زوریخ سوئیس ، یک کشف مهم دیگر کردند:ابررسانایی در دماهای بالاتر از دماهایی که قبلا برای ابررسانایی شناخته شده بودند در فلزاتی کاملا متفاوت از آنچه قبلا فلز ابررسانا شناخته میشود. این کشف باعث ایجاد زمینه جدیدی در علم فیزیک شد: مطالعه ابررسانایی دمای بالا. در این مقاله ، که برای غیر متخصصها تنظیم گشته است، این را که ما چقدر در فهم دمای بالا پیشرفت کردهایم را توضیح خواهم داد و درباره چشم اندازهای آینده توسعه یک نظریه میکروسکوپی بحث خواهم کرد. با مروری بر برخی مفاهیم پایهای ، نظریه فلزات را شروع میکنیم؛ برخی اقدامات که منجر به ارائه نظریه BCS گشت، را توضیح میدهیم؛ و کمی درباره تئوری BCS بحث خواهیم کرد و آن را توضیح خواهیم داد. سپس مختصرا درباره پیشرفتهایی که به فهم ما از ابررسانایی و ابرسیالی ، در جهان ارائه شده است، بحث خواهیم کرد، پیشرفتهایی که بوسیله الهام از تئوری BCS بدست آمدهاند، که شامل کشف ردههای زیادی از مواد ابرسیال میباشد، از هلیوم 3 مایع که چند میلی درجه بالاتر از صفر مطلق به حالت ابرسیالی در میآید تا ماده نوترون موجود در پوسته سیاره نوترون ، که در چند میلیون درجه به حالت ابرسیالی در میآید.سپس درباره تأثیرات کشف مواد ابررسانای دمای بالا بحث خواهیم کرد، و برخی نتایج تجربی ، کلیدی را جمع بندی خواهیم کرد. سپس یک مدل برای ابررسانایی دمای بالا ارائه خواهم داد، نزدیک به نظریهی ضد فرومغناطیسی مایع فرمی ، که به نظر دارای توانایی ارائهی مقدار زیادی از خواص غیرعادی حالت معمولی مواد ابررسانای سطح بالا میباشد. مواد قابل تطبیق پیچیده که در آن بازخورد غیر خطی طبیعی ، چه مثبت و چه منفی ، نقشی حیاتی در تعیین رفتار سیستم بازی میکنند.
در سخنرانی نوبل در سال 1913 ، Kammerlingh-Onnes گزارش داد که "جیوه در 4.2 درجه کلوین به حالت جدیدی وارد میشود، حالتی که با توجه به خواص الکتریکی آن ، میتواند ابررسانایی نام بگیرد. او گزارش داد که این حالت میتواند بوسیله اعمال میدان مغناطیسی به اندازه کافی بزرگ از بین برود. در حالی که یک جریان القاء شده در یک حلقه بسته ابررسانا به مدت زمان فوق العاده زیادی باقی میماند و از بین نمیرود. او این رخداد را بطور عملی با آغاز یک جریان ابررسانایی در یک سیم پیچ در آزمایشگاه لیدن و سپس حمل سیم پیچ همراه با سرد کنندهای که آن را سرد نگه میداشت به دانشگاه کمبریج به عموم نشان داد.این موضوع که ابررسانایی مسألهای به این مشکلی ارائه کرد که 46 سال طول کشید تا حل شود، خیلی شگفت آور میباشد. دلیل اول این میتواند باشد که جامعه فیزیک تا حدود بیست سال مبانی علمی لازم برای ارائه راه حل برای این مسئله را نداشت: تئوری کوانتوم فلزات معمولی. دوم اینکه ، تا سال 1934 هیچ آزمایش اساسی در این زمینه انجام نشد. سوم اینکه ، وقتی مبانی عملی لازم بدست آمد، به زودی واضح شد انرژی مشخصه وابسته به تشکیل ابررسانایی بسیار کوچک میباشد، حدود یک میلیونیم انرژی الکترونیکی مشخصه حالت عادی. بنابراین ، نظریه پردازان توجهشان را به توسعه یک تفسیر رویدادی از جریان ابررسانایی جلب کردند. این مسیر را Fritz London رهبری میکرد. کسی که در سال 1953 به نکته زیر اشاره کرد:"ابررسانایی یک پدیده کوانتومی در مقیاس ماکروسکوپی میباشد ... با جداسازی حالت حداقل انرژی از حالات تحریک شده بوسیله وقفههای زمانی." و اینکه "diamagntesim یک مشخصه بنیادی میباشد."
|
براي مشاهده ادامه مقاله بر روي ادامه مطلب كليك كنيد
منبع:سايت رشد
اثر گلخانه اي (Greenhouse Effect)
اثر گلخانه اي شامل به دام انداختن وبرگرداندن تابش گرمائي(مادون قرمز) به سطح زمين توسط گازهاي گلخانه اي است واگر اثر گلخانه اي نبود حدود 10 تا 15 درجه سانتيگراد از دماي كره زمين در طول شب كاسته مي شد و به اين ترتيب شبهاي بسيار سردي در انتظار ما بود. اما مكانيسم اين فرآيند چگونه است؟
درقسمت زير سعي ميشود قدري بيشتر راجع به برهمكنش نور خورشيد با سطح زمين بحث شود.
• تابش خورشيدي (Solar Radiation )
خورشيد مقدار زيادي انرژي تابشي كه شامل طيف وسيعي از امواج الكترو مغناطيس ميشود را آزاد مي كند اين تابش ميتواند برهمكنش وسيعي با گازهاي تشكيل دهنده اتمسفرزمين وتركيبات سطح آن داشته باشد.
مي دانيم كه جذب انرژي توسط ذرات كوانتيده است يعني اتمها تنها مقادير خاصي از انرژي را جذب كرده با آن بر همكنش نشان مي دهند در شكل زير تاثير قسمتهاي مختلف طيف الكترو مغناطيس روي اتمها يا مولكولها نشان داده شده است:
-----------------------------------------------------------------------------
ناحيه طيف انتقالات انرژي
اشعه x شكستن پيوندها
فرا بنفش ومرئي انتقالات الكتروني
فرو سرخ ارتعاشي(كششي وخمشي)
مايكروويو چرخشي
فركانسهاي راديو اي اسپين هسته ايnmr) )
و اسپين الكتروني (esr )
----------------------------------------------------------------------------
بيشترين منطقه تابش خورشيد در ناحيه نور مرئي ونزديك به آ ن مي باشد.حدود 43درصد ازاين تابش درناحيه طول موج 400 تا 700 نانومتررا شامل مي شود.وتنها 7تا 8درصد تابش در ناحيه طول موج كوتاه است اما همين مقدار
نيز تاثير بسيار مهمي دارد زيرا شامل فوتونهاي پر انرژي است 49 تا 50 درصد باقي مانده از تابش خورشيد نيزشامل منطقه وسيعي از طول موجهاي بلندتر از نور مرئي مي شود:

تركيبات موجود در اتمسفر زمين قسمت وسيعي از طول موج فرا بنفش وهمچنين مادون قرمز را جذب كرده ومانع ورود آنها به سطح زمين مي شوند اما اتمسفر نسبت به نور مرئي شفاف است وآن را عبو ر داده به سح زمين مي رسد.
اين تابش پس از رسيدن به سطح زمين مطابق شكل زير به قسمتهاي مختلفي تقسيم مي شود:
قسمتي از اين تابش كه توسط اقيانوسها – خشكي ها ونباتات جذب مي شود باعث گرم شدن انها شده وسپس بصورت تابش با طول موج بلندتر از ناحيه نور مرئي نزديك به ناحيه فرو سرخ باز تابيده ميشود.
گازهای گلخانه ای کدامند؟
مانند انواع دیگر جذب انرژی موقعی که مولکولها اشعه فرو سرخ را جذب می کنند به حالت انرژی بالاتر بر انگیخته می شوندجذب تابش فرو سرخ نیز مانند هر فرآیند دیگر یک فرآیند کوآنتایی می باشدبه این صورت که فقط فرکانسهای خاصی از تابش توسط مولکولها جذب می شونداین جذب انرژی باعث ارتعاشهای کششی وخمشی درپیوندهای کووالانسی مولکولها می شوند.

نکته مهم اینجاست که تمام پیوندهای موجود در یک مولکول قادر به جذب انرژی نیستندحتی اگر فرکانس اشعه کاملا با فرکانس حرکت تطبیق داشته باشد.فقط پیوندهایی که دارای گشتاور دو قطبی (Dipole Moment ( باشند قادر به جذب اشعه فرو سرخ هستند. بنا بر این مولکولهای N2و O2که حدود نود نه درصد حجم هوا را تشکیل می دهند جذب نداشته ودر نتیجه اثر گلخانه ای ندارد وتنها مولکولهایی مثل CO2و CH4و H2OوNO2 وبرخی گازهای دیگرمثل O3 وCFC ها قادر به جذب انرژی به صورت فرکانسهای ارتعاشی کششی وخمشی خواهند بود ودر نتیجه در ایجاد اثر گلخانه ای موثر هستند که از این میان سهم گاز CO2 بخاطر درصد زیاد تولید وپخش آن در هوا کره از بقیه بیشتر است.
برای دیدن یک فلش زیبا در مورد اثر گلخانه ای اینجا کلیک کنید.
منبع:www.chemteach.blogfa.com
- تعیین دقیق زمان مرگ
تعیین دقیق زمان مرگ در جرم شناسی بسیار اهمیت دارد.اندازه گیری غلظت پتاسیم مایع
زجاجیه روشی است که بیش از سه دهه از پیشنهاد و بررسی ان میگذرد.مصونیت ماده زجاجیه
از آلودگی ،خون و باکتریها پس از مرگ ،سهولت نمونه برداری و عدم نیاز به کالبدشکافی
از مزایای این روش محسوب می شود.تجزیه پتاسیم زجاجیه با دو روش الکترودهای یونی
ویژه که یک روش پتانسیل سنجی است و نور سنجی شعله ای که یک روش طیف سنجی است انجام
می گیرد.سپس مقدار پتاسیم بدست آمده با منحنیهای استاندارد غلظت یون پتاسیم بر حسب
زمان مرگ که برای دو گروه سنی کودکان وبزرگسالان مجزاست،مقایسه می شود.
-
صابون
همه ما روزانه از صابون هاي جامد و مايع براي شستشو استفاده مي كنيم و
كارخانه هاي زيادي مشغول ساخت صابون هايي با عطر و رنگ هاي مختلفي هستند.
اگر استئارات گليسرول را با محلول غليظ ئيدروكسيد سديم مخلوط كنيم گليسرول و
استئارات سديم (صابون)
به دست مي آيد(معادله1در پايين) اين گونه واكنش ها كه منجر به وجود آمدن صابون
ميشوند را صابوني شدن مي نامندپس از پايان واكنش به آن محلول غليظ ئيدروكسيد سديم
ميزنند در اثر آن گليسرول از محلول جدا مي شود و صابون به سطح محلول مي آيد.كه در
دماي معمولي جامد است.
در روشهاي جديد تر صابون طي واكنش ها ي(2)و(3)ميسازند.
(C17H35COO)3C-COO)3C3H5+3NaOH:3C17H35COONa+C3H5(OH)3 فرمول 1
(C17H35COO)3C-COO)3C3H5+3H2O:3C17H35COOH+C3H5(OH)3 فرمول 2
C17H35COOH+NaOH:C17H35COONa+H2O فرمول 3
-
آلکنها
در بسياری از هيدروکربنها دو اتم هيدروژن کمتر از آلکان های هم کربن خود دارند.اين
هيدروکربنها آلکن ها نام دارند.فرمول همگانی آلکنها CnH2 و n تعداد اتم های کربن
است.ا
اتيلن:گازي بي رنگ با بويي ملايم و مطبوع است به مقدار كمي در آب حل مي شود.به
عنوان هوشبر كاربرد دارد .
اتيلن هيدروكربن بسيار ارزنده اي است.به مقدار كمي در گياهان وجود دارد
در فرايند رسيدن ميوه ها دخالت دارد.افزايش غلظت آن باعث افزايش سرعت ميوه ها مي
شود
از اين خاصيت در تجارت موز استفاده مي شود.اين ميوه را نارس مي چينند (زيرا ميوه
نارس
كمتر از ميوه رسيده آسيب مي بيند)در محل مصرف آنها را در مجاورت استيلن قرار مي
دهند
و رنگ آنها هم زرد مي شود.و در ظاهر تفاوتي با موز هاي طبيعي ندارند
- چرا وقتی در نوشابه نمک می ریزیم, با شدت بیشتری گاز آزاد
می شود ؟
ابتدای ماجرا : هرچه دمای آب کمتر و فشار بیشتر باشد , ظرفیت پذیرش گاز بیشتری را
خواهد داشت و به عنوان مثال CO2 بیشتری را در خود حل می کند. هنگام تولید نوشابه با
استفاده از این خاصیت , در دماهای پایین و فشار بالا , نوشیدنی با تزریق گاز CO2 به
حالت اشباع می رسد. بنابراین وقتی در نوشابه باز شود و نوشابه در دما و فشار معمولی
قرار گیرد , محلول خاصیت فوق اشباع دارد یعنی مقدار CO2 حل شده در آن بیش از ظرفیت
انحلال در آن دما و فشار است. چنین محلولی اگر شرایط مهیا باشد تمایل به آزاد کردن
CO2 دارد. برای این کار گاز CO2 محلول باید به صورت حباب درآید یعنی مولکولهای CO2
حل شده باید در نقطه ای جمع شوند و با به هم پیوستن , یک حباب تشکیل دهند و به سطح
نوشابه بیایند و از آن خارج شوند. اگر دقت کرده باشید تشکیل حباب در سطوح تماس
خارجی نوشابه اتفاق می افتد یعنی در سطح نوشابه و دیواره های بطری یا دور نی . به
زبان ساده این سطوح و به خصوص نا همواری های موجود روی آنها یا هر نوع ناهمگنی
موجود در محیط نقش جایگاههای تجمع یا مکانهایی برای به هم پیوستن مولکولها و تشکیل
حباب را بازی می کنند.به عبارت عامیانه یعنی مولکولها برای ایجاد حباب دنبال بهانه
می گردند و این بهانه را در این سطوح پیدا می کنند. در این وضعیت ریختن نمک در
نوشابه باعث خروج سریع تر گاز از محلول می شود. زیرا سطح بیشتری برای تشکیل حباب در
اختیار مولکولها قرار می گیرد ( سطح جانبی بلورهای نمک ) . چیزی مانند تبلور ( =
بلور شدن ) شکر پس از قرار دادن بلور یا نخ در محلول فوق اشباع آن.بنابراین چنین
اتفاقی اصلا شیمیایی نیست. هیچ واکنشی هم صورت نمی گیرد و تقریبا هر ماده ای از نمک
و شکر گرفته تا شن و ماسه که بتوانند نوعی ناهمگنی در محیط نوشابه ایجاد کند یا سطح
آزاد در اختیار آن قرار دهد ( یا به طور خلاصه بهانه دست مولکولها بدهد ! ) میتواند
این کار را بکند . این اتفاق را حتما در هنگام وارد کردن نی در نوشابه دیده اید.
تنها مزیت نمک با شکر این است که به دلیل داشتن دانه های ریز سطح جانبی نسبی بیشتری
در مقایسه با مواد درشت تر دارند. همین! از این به بعد می توانید در نوشابه دوستتان
به جای نمک خاک بریزید !!!
- آيا ميدانستيد تمامی فلزات بجز آنتیموان و بیسموت در مواقع انجماد ، حجمشان کاهش می یابد ؟
- آيا ميدانستيد استرانسیم از بقایای موجودات دریایی به دست می آید ؟
- آيا ميدانستيد کادمیم فلزی سمی است که در ساخت باطری های خشک کاربرد دار د؟
منبع:http://zarrinrcs.com/maghale/1.htm
زندگی خانوادگی ستارگان
هیچ می دانستید که بسیاری از ستارگان نیز مثل آدمها به طور خانوادگی زندگی می کنند؟! بعضی ها به صورت یک زوج خوشبخت، بعضی ها سه تایی یا حتی چهار تایی هستند! البته تجمع های گروهی هم دارند، که به آنها خوشه های ستاره ای گویند.در یک سیستم چند تایی ستارگان به طور فیزیکی به هم مرتبط می شوند. یعنی تحت تأثیر جاذبه ی متقابل ناشی از گرانش که بین آنها وجود دارد، به هم مرتبط می شوند و دور هم می گردند. درست مثل نیروی جاذبه ای که بین ماه و زمین و یا سیارات و خورشید وجود دارد. اکثر ستاره هایی که در نزدیکی خورشید قرار دارند، دارای سیستم های چندتایی هستند. البته خورشید ما یک ستاره ی منفرد است ولی به عوض دارای یک منظومه ی سیاره ای جمع و جور و زیباست.
مجموعه ی چهارتایی ذوزنقه در دل سحابی جبار
ستارگان دوتایی، خود، انواع مختلف دارند که در اینجا تعدادی از آنها را معرفی می کنیم:
1. دوتایی های ظاهری: این ستارگان اصلا دوتایی نیستند! بلکه فقط دوتایی به نظر می رسند. مثلاً دو ستاره ی معروف در صورت فلکی دب اکبر وجود دارد، به نامهای «عِناق» و «سُها»، که بسیار به هم نزدیک به نظر می رسند. ولی در واقع هیچ نسبتی با هم ندارند و تنها از دید ما در یک خط دید قرار گرفته اند.
موقعیت عناق و سها در دب اکبر
عناق و سها از نزدیک
برای مشاهده مطلب به صورت کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید.
تألیف: بخش نجوم - دانش و فناوری سایت تبیان
|
|